وقتی همه ی شهر خوابند…/ محمدباقر عباسی

عـصــر جـنــوب| asrejonoob.ir: وقتی همه ی شهر خوابند…

برای شما می نویسم ؛شمائی که با همه آشنایید و همه با شما ناآشنا . برای شما و برای هر که مانند شما گم نامست . شاید ما آنگونه که باید قدر شناس تان نبوده ایم و گاها” طلبکار نیز بوده ایم! اما یک وقتهایی اگر به دلمان رجوع کنیم می بینیم بخش عظیمی از آسایش و امنیت جامعه متوجه شما سبزپوشانی است که جانتان به معنای واقعی در کف دستانتان پیداست . این روزها بیشتر یادمان می افتد که کسانی مانند تان اگر نباشند چه بر سر شهر و کشور خواهد آمد. شمائی که در هر قدمتان خطری است و در هر کلامتان رمزی. این روزها و این هفته ها یادمان باشد مرزهایمان اگر امن است ، فرزندانی از این دیار با تحمل رنج دوری خانواده ، پاسبان روز و شب این خاکند . و ما نمی بینیم آنها را وقتی که دلیرانه تا پای جان در برابر مزدور، راهزن و ده ها مورد خطر آفرین دیگر مقاوت می کنند . ما نمی بینیمشان وقتی خواب پلکهایشان را سنگین می کند ، وقتی سپر می شوند برای ما در برابر متجاوزین و محاربین . و چه زود به دست فراموشی سپرده میشود همه آنچه که آنها بی منت پیش کشمان کرده اند . هفته ای به نامتان اگر چه کم است برای قدردانستن نعمتی چون امنیت، اما بدانید مدیونتان هستیم به جهت داشتن امنیت و آسایش امروزمان. باشد که شکر گذار این نعمت باشیم…

 

 

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.