انباشته شدن بازندگان ، نهادینه شدن فردگرایی و از هم گسیختگی اجتماعی

عـصــر جـنــوب| asrejonoob.ir: کمتر زمانی پیش می آید که از گوش دادن به سخن ها در مورد اتحاد و همبستگی بین مردمان قدیم این دیار ، از زبانِ بزرگانمان خسته می شویم.
گوش دادن به حرف هایی که گاه شکل درد و دل به خود میگیرد و این ریش سپیدان را که امروز شاهد انواع از هم گسیختگی های اجتماعی و بین فردی هستند را آنچنان آزرده میکند که گاها تحمل آن برای برخی از آنان بسیار سهمگین و غیر قابل تحمل تعبیر می شود.
دلیل اکثرشان را هم اگر جویا باشید قریب به اتفاق ، ناملایمی ها و بی تفاوت بودن ها در ارتباطات بین فردی و در یک کلام نبود همبستگی مطلق توصیف خواهد شد.
همبستگی ها و یکرنگی هایی که در ایامی نچندان دور بعضا تا حد اعلای خود یعنی جان باختن و از جان گذشتن برای همنوع هم پیش میرفت و همین خصوصیت های بارز و مداوم اینچنینی ، سبب پیوستگی و متشکل بودن اقوام و مردمان قدیم این سرزمین در برابر هر گونه نیروی بیگانه ای می شد.
اما جای تاسف دارد که امروزه با حضور و برجسته شدن برخی پدیده های نو ، آن همبستگی ها و خصوصیت های شاخص ، که باعث زایش و استمرار بسیاری از نیکی ها می شد ، تا حدود بسیار زیادی از میان رفته است.
باری ، این موضوع و توصیف آن برای مخاطب ارجمند این نوشته ، آنچنان عیان و واضح است که تشریح آن نه تنها کاری آسان بلکه بسیار قابل لمس و تجربه پذیر نیز می باشد.
مملوس از این بابت که همه روزه با نگاهی کوتاه و گذرا همه افراد میتوانند شاهد روابطی باشند که سنگ بنای آن بر اساسی بجز همبستگی و حتی در شرایطی ناگوارتر، تضاد بین فردی و یا بین گروهی گذاشته شده است.
لیکن بر کسی هم پوشیده نیست که چرایی این موضوع و مسببین بوجود آمدن این اوضاع ، عوامل متعدد و متنوعی دارد.
اما به عقیده نگارنده این نوشته ، از عمده دلایلی که میتوان به عنوان موتور های پیشران این نوع ناهنجاری نام برد ، دو موضوع از برجستگی و تاثیر گذاری بیشتری برخوردار است.
نخستین و مهمترین موضوعِ تاثیر گذار بر پیوند های اجتماعی ، فشارهای غیر قابل جبرانی است که طی این سالها از جانب کمبود های اقتصادی و بعضا معیشتی به قاطبه مردم وارد می شود ، که این فشار ها به طور طبیعی و ذاتی ، دلیلی می شود که افراد را به سمتی سوق دهند که هر فرد نهایتا به تنهایی و برای کسب حداقل ها ، روزانه روانه میدان های جنگی می شود که ممکن است گاهی پیروز و خیلی از اوقات نیز بازنده از این پیکار بیرون آید.
قطعا در پَسِ ذهن فرد بازنده نیز مفاهیمی منفی شکل خواهند گرفت که نه تنها ممکن است هیچوقت این مفاهیم از ذهن او پاک نشود که شرایط برای انتقال این مفاهیم به نسل های بعد از خود را هم بوجود می آورد.
بنابراین و با توجه به تداوم این پیکار و انباشته شدن بازندگان بیشتر ، در جامعه مفهوم فرد گرایی به حد اعلای خود نهادینه شده و تا حد ممکن در اذهام عموم مردم ، مفاهیم جمع گرایی و پیوند های اجتماعی از میان می رود.
باری موضوع دیگری که اهمیت آن کمتر از موضوع فوق الاشاره نیست دسته بندی مردم به خودی و غیر خودی از سوی دولت های حاکم بر مسند قدرت می باشد.
دسته بندی هایی که گاه میتواند مغرضانه و یا حتی از سر نادانی و به تعبیری بد سیاستی صورت بپذیرد.
به بیانی دیگر دولت ها گاها افراد را مقابل دو گزینه قرار می دهند و هر فردی به ناچار می باید از گزینه های موجود انتخابی برگزیند که ممکن است انتخاب وی مورد پسند دولت ها قرار گیرد یا نگیرد.
به این ترتیب پیوندهای جاری و عادی بین افراد ، تحت الشعاع انتخاب آنها قرار گرفته و به سادگی هر چه تمام تر انتخاب کنندگان ، رو در روی یکدیگر قرار گرفته و پیوندهایی که می توانست زندگی ساز و حیاتی باشد را از میان بر می دارد.
پیوند هایی که با استقرار مجدد و ترمیم دوباره آنها ، می توانست افقی بر حل مشکلات و گره های کور وضع موجود باز کند.

حسین ساقی