بررسی نقش اقلیم و فرهنگ در پیشرفت ورزش خوزستان/قسمت دوم

عـصــر جـنــوب| asrejonoob.ir: اگر نگاهی هوشمندانه به ماهیت و نحوه زندگی عشایر بختیاری و عرب و محل سکونت آن ها طی قرون گذشته بیندازید، متوجه خواهید شد که عشایر عرب عمدتا در مناطق پست، کم ارتفاع و گرم خوزستان ساکن بوده اند که دست و پنجه نرم کردن با گرمای هوا و فعالیت هایی همچون پیاده روی های وسیع و طولانی مدت در این شرایط خاص جغرافیایی و دشت های پهناور خوزستان جهت کوچ و زندگی، از آن ها بدن هایی مقاوم و سازگار جهت انجام فعالیت های هوازی و بی هوازی ساخته است. از سوی دیگر عشایر لر و بختیاری به جهت سکونت در مناطق صعب العبور کوهستانی، خوش آب و هوا تر و عجین شدن با این نوع از زندگی طاقت فرسا، بیشتر مستعد ورزش های قدرتی شده اند. در حقیقت روح و جسم آن ها به علت سکونت چندین هزارساله در چنین مناطقی، رفته رفته متناسب با شرایط موجود، نوع تغذیه و حتی آب و هوا برای فعالیت های فیزیکی خاصی طراحی و بهتر است بگوییم سازگار شده که به صرف کاهش یا حتی خروج از چنین شرایط زندگی طی چند دهه اخیر، نمی توان این تاثیر محیط و ژنتیک بر توانایی های افرادی که در چنین محیطی تطابق یافته اند را نادیده گرفت. پس اگر امروزه شهر های ایذه، شوش، اندیمشک، مسجدسلیمان و… در کشتی فرنگی و وزنه برداری در سطح کشور و آسیا حرف های زیادی برای گفتن داشته و یا دونده ها یا فوتبالیست های آبادان، شادگان، سوسنگرد، اهواز و مناطق کم ارتفاع تر در این ورزش ها موفق تر اند، اصلا جای شگفتی و تعجب نیست. در حقیقت آنچه به آن ها ارث رسیده را متناسب با استعداد بدنی، علاقه و گرایش به آن سمت و سو پیگیری نموده و در آن رشته ها موفق می شوند. اما این بدان معنا نیست که فوتبال در شهر های ایذه، باغملک، لالی، مسجدسلیمان و…ضعیف تر باشد، بلکه در نوع نگرش و فلسفه فوتبالی حاکم بر این مناطق مرتفع، در قیاس با شهر های گرم و خشکی همچون امیدیه، رامهرمز، بهبهان و..تفاوت هایی وجود دارد. همان گونه که در سبک و شیوه نگرش به علم بدنسازی در کشور های روسیه و امریکا که ۲ قطب بزرگ بدنسازی جهان هستند، تفاوت های بارزی وجود دارد. پس دلیل این تفاوت در نگرش را در قدرت محور بودن فوتبال این شهر ها می توان یافت. به گونه ای که شهر های یاد شده در مناطق مرتفع، بیشتر فوتبالی قدرتی و محکم را ارایه نموده و مناطق کم ارتفاع تر فوتبالی تکنیکی تر و سرعتی تر را به نمایش می گذراند. به نظر من دلیل اصلی اش همان شیوه زندگی مردم این مناطق طی گذر تاریخ است که ظرفیت های فیزیکی و روانی متفاوتی را برای آن ها به وجود آورده است.

ادامه دارد…

به قلم محسن بابادی